تقی فرهنگ نیا

شهامت رهبری- بخش اول

خلاصه ی کتاب شهامت رهبری بخش اول:

تئودور روزولت می‌گه:

آنکه ایراد می‌گیرد به حساب نمی‌آید. همچنین آنکه می‌گوید چطور باید کسی که کاری سخت انجام داده، بهتر عمل می‌کرد.

اعتبار و افتخار از آن کسی است که واقعاً وارد میدان می‌شود؛ کسی که با شجاعت می‌کوشد، کسی که خطا می‌کند، کسی که بارها شکست می‌خورد…

کسی که در خوش‌بینانه ترین حالت به حس پیروزی و موفقیت های بزرگ می‌رسد و در بدبینانه ترین حالت، حتی اگر شکست بخورد، حداقل در حالتی که جرات بسیار داشته است شکست خورده است.

مارکوس اورلیوس: آنچه مانع راه است، تبدیل به راه می شود.

بله ی کثیف: وقتی که من در حضورتان به شما بله می گویم، سپس پشت سرتان به آن عمل نمی کنم.

تعریف مکالمه دشوار: تعهد به گوش دادن با همان اشتیاقی که می خواهیم شنیده شویم.

باید در مورد ایجاد یک فرهنگ که در آن افراد احساس امنیت می کنند، دیده و شنیده می شوند و مورد احترام هستند، هوشیار باشیم. رهبران با شهامت باید نسبت به تیمی که آنها را رهبری می کنند مراقب و با آنها در ارتباط باشند.

شهامت می گوید: می دانم که در نهایت شکست خواهم خورد، اما هنوز هم با تمام وجود در میدان هستم.

آسیب پذیری، بردن یا باختن نیست. بلکه داشتن شجاعت حاضر شدن در زمانی است که نمی توانید نتیجه را کنترل کنید.

با کسی که نظراتش در موردتان مهم است، شفاف باشید.

مادلین ال انگل: وقتی بچه بودیم، عادت داشتیم فکر کنیم وقتی بزرگ شویم، دیگر آسیب پذیر نخواهیم بود. اما بزرگ شدن یعنی پذیرفتن آسیب پذیری.

اعتماد در کوچک ترین لحظات بدست می آید. اعتماد از طریق اعمال قهرمانانه و حتی اقدامات بسیار قابل توجه بدست نمی آید، بلکه از طریق توجه کردن، گوش دادن و حرکات مربوط به مراقبت و ارتباط واقعی ایجاد می شود.

یک ابزار برای مکالمات دشوار این جمله است: حمایت های من چگونه به نظر می رسند؟

استیون کاوی: ابتدا به دنبال درک کردن باشید و سپس درک شدن.

آسیب پذیری یک ابزار جستجوی همدردی نیست. آسیب پذیری، سنگ بنای ایجاد شجاعت است. بودن آسیب پذیری، هیچ خلاقیت یا نوآوری وجود ندارد. چرا؟ چون هیچ چیزی غیر مطمئن تر از فرآیند خلاقانه نیست و قطعا نوآوری بدون شکست وجود ندارد.

شفاف بودن، مهربانی است. شفاف نبودن، نامهربانی است و این اساس جلسات ۱۲ گام (جلسات ترک اعتیاد و بازیابی) است.

غاری که از وارد شدن به آن می ترسید، گنجینه ای که به دنبالش هستید را در خودش دارد.

خطای هاله ای (halo effect): زمانی که همه افراد می بینند کسی که بیشترین نفوذ را در اتاق دارد چه می خواهد و آن را دنبال می کنند.

اثر ارابه موسیقی (bandwagon effect) یعنی غریزه ی قوی انسانی که موجب می شود حتی اگر مخالف موضوعی هستید، از آن پیروی کنید. زمانی که همه افراد همراه و به طور فزاینده ای در مورد یک ایده، هیجان زده هستند، سخت است که ابراز مخالفت کنید.

هرگز نباید ایمان به این که در نهایت موفق می شوید را با نظم و انضباط برای مقابله با واقعیت بی رحم حقیقت فعلی تان، هر آنچه که هست، اشتباه بگیرید: ایمان سرسخت.

شرکت هایی که سطح خستگی بالایی را در بین کارکنان گزارش کرده اند، این خستگی فقط به دلیل سرعت عملیات نیست. آنها واقعا خسته بودند زیرا افرادی تنها بودند. نیروی کار این شرکت ها، تنها بودند و این تنهایی خودش را در احساس خستگی ظاهر کرده بود.

من یک مسافر هستم، نه کسی که نقشه را کشیده است. من هم این مسیر را همانند شما و با شما طی خواهم کرد. (مکالمه دشوار)

تعیین مرز مکالمات دشوار:
۱- می دانم این یک گفتگوی سخت است. عصبانیت خوب است، اما فریاد کشیدن خوب نیست.
۲- می دانم ما خسته هستیم و استرس داریم. این یک جلسه طولانی بوده است. ناامید بودن قابل قبول است، اما قطع کردن حرف مردم و پشت چشم نازک کردن، درست نیست.
۳- شور و شوق نظرات و ایده های مختلف را تضمین می کنم. احساسات خوب است اما نظرات پرخاشگرانه، منفعل و تحقیر کردن نادرست است.

صمیمیت

صمیمیت: تعامل با زندگی مان از جایگاهی با ارزش. یعنی شاد بودن، شفقت و ارتباط برقرار کردن را هنگام بیدار شدن در صبح، پرورش دهید و فکر کنید مهم نیست چه کارهایی انجام می شوند و چه مقدار از کارها انجام نشده رها می شوند، من کافی هستم. در شب وقتی به رختخواب می روید، فکر کنید: بله من ناقص و آسیب پذیر هستم و گاهی اوقات می ترسم، اما این موضوع، این حقیقت را تغییر نمی دهد که من شجاع و شایسته عشق و تعلق داشتن هستم.

کمال گرایی یک سیستم اعتقادی خود تخریب کننده و اعتیادآور است؛ چون کمال وجود ندارد.

قدردانی، عاملی است در جهت افزایش تعهد کارکنان، رضایت و بقاء در بازار جهانی (که بشدت رقابتی) است. موفقیت را [هرچند کوچک است]، در لحظه جشن بگیرید.

سایه های راحتی می توانند هر شکلی به خود بگیرند…کاری که انجام می دهید، نه! بلکه دلیل اینکه چرا این کار را انجام می دهید، تفاوت را ایجاد می کند؛ از آن جمله است پرخوری عصبی!

دانشمند بودن

دانشمند بودن یا همیشه محق بودن، عامل بسیار بزرگی برای چرندگویی است. اکثر ما اندازه ای از دانشمند بودن را در درون مان داریم. دانشمند بودن را «به همیشه یادگیر بودن» تبدیل کنیم. شفاف باشیم و بگوییم نمی دانم، اما می خواهم بدانم.

ناامیدی، باور این موضوع است که فردا درست مثل امروز خواهد بود. (Rob Bell)

پایان بخش اول.

کتاب شهامت رهبری

نشر نوین

نوشته ی برنی براون

ترجمه ی ناهید ملکی

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *