چه کنم؟! چه کنمِ کسب و کار؛ موضوع صحبت های تند و سریع من در جلسه امروز پیش رویداد کسب و کار دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی یزد بود. این متن، داستان شکل گیری اسلایدها است.

همراهی و همدلی، یکی از ویژگی های بارز بروبچ خوب مرکز رشد و دوستان عالی من است. احسان غلامی و مجید کاغذگران تا ارائه ی آخرین اسلاید در سالن حضور داشتند و همراهی کردند. ما یک تیم هستیم؛ یک تیم عالی.

داستان شکل گیری چه کنم؟! چه کنمِ کسب و کار

دانشگاه آزاد اسلامی، شنبه ۲۶ آبان و یک شنبه ۲۷ آبان، رویداد استارتاپی برگزار می کند. به پیشنهاد آقای دکتر احمدزاده قرار شد ۲۰ دقیقه از جلسه پیش رویداد (Boot Camp) را من صحبت کنم.

حالا موضوع صحبت چی باشه؟ یه مذاکره ی ۵ دقیقه ای، مشخص کرد که داستان استارتاپ و استارتاپ ویکند را جناب آقای احمدزاده می گوید. پس من چه بگویم، آیا؟!

با مجید کاغذگران دوست داشتنی، یه نقشه ذهنی پیاده کردیم. موضوع کشف شد. چه کنم؟! چه کنمِ کسب و کار. چرا؟! برای اینکه مراجعه کنندگان به مرکز رشد معمولا در بین حرف هاشون این سوال را می پرسند. (همدلی با مشتری 🙂 )

نقشه ذهنی چه کنم؟! چه کنمِ کسب و کار

شب امتحان

من، آدم شب امتحانی هستم. بنظرم اکثر آدمها همین جوری هستند. 😉 یعنی تا آخرین لحظه انجام کار را به تاخیر می اندازم. خب، عصر سه شنبه شد و من فقط و فقط یک نقشه ذهنی دارم؛ ساخت پاورپوینت را شروع کردم که از ساعت ۱۸۳۰ تا ساعت ۰۰۳۰ طول کشید. ۱۶ اسلاید آماده شد!

خرد جمعی

چهارشنبه از صبح، اسلایدها را به ۸ نفر از دوستان و مراجعه کنندگان نشان دادم و نظرشان را جویا شدم (مجید کاغذگران، مهدی دهقان طزرجانی، فرشید فاضل، نازنین نجفیان فر، وحید عبدلی، عارف آزمند، رضا صفری و احسان غلامی باحال). بعد برای گروه دانشجویان (دانشگاه فنی شهید صدوقی) بازدید کننده از مرکز رشد ارائه کردم.

بر اساس پیشنهادات و انتقادات آنها، ویرایش دوباره انجام شد. در نهایت احسان عزیز، پیشنهاد اضافه کردن چند تصویر و فیلم را داد و شد ۲۸ اسلایدی که در نهایت در دانشگاه ارائه شد. سپاس و دستمریزاد از همراهی و همدلی شما دوستان خوب من.

چه کنم؟! چه کنم کسب و کار

سالن آمفی تئاتر دانشگاه پر بود از جمعیت، ارائه انجام شد. هیچ کس سوالی نپرسید! و این نشان خوبی نیست.

پس اول خودم به خودم انتقاد کنم:

  1. خیلی تند و سریع صحبت کردم؛ این خوب نیست، سخنران باید شمرده صحبت کند.
  2. سه دقیقه خطا داشتم! تقریبا ۲۳ دقیقه زمان برد.
  3. قرار بود مثالی از تجارب دوستان مرکز رشد را بگویم؛ یادم رفت!
  4. قرار بود از دوستانی که در تهیه اسلایدها به من کمک کرده اند، تشکر کنم، یادم رفت. معذرت می خوام.

۵ و ۶ و ۷ و… را شما بگوید، لطفاً.

پی نوشت: قبلا در مرکز رشد ICT، تجربه کار تیمی با آقا محسن کریمی زارچی، روزبه محمدزاده و مهدی مشکاتیان را داشتم که در نهایت تبدیل شد به اسلاید از سیگار و قهوه تا موفقیت. یاد ایامی 🙂 دستمریزاد.

2 comments

  1. سلام و عرض ادب خدمت جناب فرهنگ نیای عزیز
    حقیر در سالن حضور داشتم و از چه چه کنم کسب و کار لذت بردم. سکوت و توجه حاضرین نشانه ارائه خوب و حرفه ای شما بود.
    علت نپرسیدن سوال، ذهنیت مخاطبین از کمبود وقت بود که چند نوبت توسط عوامل اجرایی ابراز شد.
    ادادتمند. دهقانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*