تقی فرهنگ نیا

شهامت رهبری – بخش دوم

خلاصه کتاب شهامت رهبری بخش اول را اینجا بخوانید.

مارتین لوتر کینگ، قدرت را به عنوان توانایی برای دستیابی به هدف و تغییر موثر تعریف کرد.

توطئه آمیزترین چیزی که در مورد پویایی قدرت مافوق وجود دارد، این است که کسانی هم که قدرتی ندارند، وقتی میزها می چرخند و به قدرت می رسند؛ معمولا رفتار مشابهی را تکرار می کنند.

شناخت ارزش هایتان

هنگامی که مردم متوجه نمی شوند که کجا قوی هستند و کجا برای سازمان، ارزش می آفرینند، با خشونت رفتار می کنند. ما ارزش بیشتری به حق داشتن، نسبت به درست انجام دادن کارها می دهیم. این کار، به جای همکاری آرام، ایجاد خشم می کند.

گاهی اوقات فراموش می کنم که به طور خاص مهارت انجام فلان کار را دارم، زیرا برایم بسیار آسان است. اعضای تیم تان را در جاهایی که سریعا کار را به دست گرفته و راه می افتند قرار دهید.

افراد را به انجام درست کارها بکشانید.

فهرست بررسی مسئولیت و موفقیت:
۱- چه کسی این وظیفه را دارد؟
۲- آیا اختیار لازم برای مسئولیت را دارد؟
۳- آیا موافقیم که او برای موفقیت آماده است؟ (از لحاظ زمان، منابع و شفافیت)
۴- آیا یک فهرست بررسی از آنچه باید برای انجام این کار اتفاق بیافتد؛ داریم؟

اگر می خواهیم یک زندگی معنادار و مشارکتی داشته باشیم، باید خواب و تفریح را در نظر بگیریم.

پاداش دادن به دیگران به جای تلاش برای پاداش گرفتن، تنها راه ادامه رشد درون یک سازمان و به طور کامل تجسم رهبری شجاعانه است.

بهترین مثال آسیب پذیری، گفتن «دوستت دارم» در وهله اول است.

شرم دو پیام اصلی دارد:
۱- هرگز به اندازه کافی خوب نیستید.
۲- فکر می کنی چه کسی هستی؟

احساس گناه یعنی من کار بدی انجام دادم. شرم یعنی من بد هستم.

کار دشوار اخراج کارکنان

در اوایل کارم، یکی از مربیان به من یاد داد که همیشه به کارمند یک «راه خروج همراه با احترام» ارائه بدهم. وقتی خبر را به او می گویید، مهربان باشید، شفاف باشید، با احترام رفتار کنید. بخشنده باشید. دادن یک راه خروج با احترام به کارمند، یک هنر است. این یک مهارت بزرگ برای توسعه است و نیاز به تمرین دارد. تعداد کمی از شرکت ها و رهبران این مهارت را یک اولویت می دانند.

مهارت همدلی:
۱- فهمیدن زاویه دید فرد مقابل (بیشتر برایم بگو؛ چه فکر می کنی؟)
۲- قضاوت نکردن
۳- درک احساسات شخص مقابل
۴- شناخت درک خود از احساس این فرد (جمله کلیدی: آنچه می شنوم این است که می گویید…)
۵- آگاهی در نظر گرفتن رویکردی متعادل نسبت به احساسات منفی به طوری که این احساسات نه سرکوب شوند و نه در مورد آنها اغراق شود.

همدلی، احساس کردن همراه با مردم است. اما همدردی، احساس کردن برای آنهاست.

واکنش همراه با همدلی: من متوجه آن شدم، همراه با شما احساس می کنم و من کنار شما هستم.

واکنش همراه با همدردی: برای شما متاسفم.

انیشتین: اگر برای حل یک مساله، یک ساعت وقت داشتم، ۵۵ دقیقه را صرف تفکر در مورد صورت مساله و پنج دقیقه را صرف تفکر در مورد راه حل ها می کردم. من فقط مدت طولانی با مسائل باقی می مانم.

کنجکاوی و ایجاد دانش با هم رشد می کنند؛ هر چه بیشتر می دانیم، بیشتر می خواهیم بدانیم.

جلسات یادگیری هفتگی: از خودمان بپرسیم، چه کاری انجام دادیم، چه اتفاقی افتاد، چه چیزی یاد گرفتیم و تا چه اندازه سریع می توانیم آن را اصلاح کنیم؟

هنگامی که ترس از شکست و قضاوت را برطرف کنیم، شروع به یادگیری و عملکرد بهتر از رقبا می کنیم.

کارکنان اهمیتی نمی دهند که شما تا چه حد می دانید، تا زمانی که بدانند شما تا چه حد اهمیت می دهید. (تمرین آسیب پذیری)

جیم کالینز (James Collins): اگر بیش از سه اولویت داشته باشید، هیچ اولویتی ندارید.

زمانی که کارکنان در معرض درد هستند حضور داشته باشید و از آنها دور نشوید. شجاعت را به جای راحتی انتخاب کنید.

یک رهبر شجاع (رهبر با شهامت)، کسی نیست که به تمام پاسخ ها مسلح شده باشد. یک رهبر شجاع، کسی نیست که بتواند یک بحث بی عیب در مورد موضوعات سخت را تسهیل کند. یک رهبر شجاع کسی است که می گوید من شما را می بینم. صدای شما را می شنوم. تمام پاسخ ها را ندارم؛ اما قصد دارم به گوش دادن و سوال کردن ادامه دهم.

به اشتراک گذاری ارزش ها

حاضر شدن در اتاق کارکنان و سلام کردن در صبح یا اینکه در زندگی خارج از محل کارمان، با یکدیگر وقت بگذرانیم. این کار یک تفاوت بزرگ هم برای آنها و هم در رابطه ی بین ما ایجاد می کند.

هر کسی بهترین کاری را که می تواند، انجام می دهد.

چارلز فلتمن: اعتماد یعنی انتخاب این ریسک که آنچه برایتان ارزشمند است را نسبت به کارهای دیگران آسیب پذیر کنید.

اعتماد بین مدیران و کارکنان یکی از ویژگی های اصلی تعیین کننده بهترین مکان کاری است. اعتماد تنها چیزی است که همه چیز را تغییر می دهد.

هفت عنصر شجاعت:
۱- مرز؛ ما به مرزهای من احترام می گذارید.
۲- قابلیت اطمینان؛ کاری را که می گویید انجام خواهید داد، انجام می دهید.
۳- پاسخگویی؛ اشتباهات خود را می پذیرید، عذرخواهی می کنید و جبران می کنید.
۴- حافظ اسرار؛ اطلاعات یا تجاربی که متعلق به شما نیستند را به اشتراک نمی گذارید. من باید بدانم که رازهای من و دیگران حفظ شده است.
۵- مداومت؛ شجاعت را به جای راحتی انتخاب می کنید.
۶- عدم قضاوت؛ می توانیم بدون قضاوت، از یکدیگر کمک بگیریم.
۷- سخاوت؛ تفسیر سخاوتمندانه ای از نیت ها، کلمات و اعمال دیگران دارید.

اعضای تیم شما چه کاری انجام می دهند که اعتماد شما را بدست می آورند؟
شایع ترین پاسخ به این سوال: درخواست کمک می باشد.

درخواست کمک، یک حرکت قوی است. نشانه ای از قدرت است و دفاع کردن در برابر قضاوت، زمانی که دیگران دست خود را بالا می برند هم نشانه ای از قدرت است. این نشان دهنده خودآگاهی است که یک عنصر ضروری در اعتماد شجاعانه است.

ما هرگز نمی توانیم رابطه بین اعتماد به خود و اعتماد به دیگران را دست بالا بگیریم.

مایا آنجلو گفت: من به مردمی که خودشان را دوست ندارند و به من می گویند، دوستت دارم؛ اعتماد نمی کنم. یک ضرب المثل آفریقایی می گوید: وقتی که یک فرد برهنه به شما یک پیراهن پیشکش می کند، مراقب باشید.

اگر افراد برای فرود سخت آماده نشده باشند، نمی توانیم انتظار داشته باشیم که شجاع باشند و ریسک شکست را بپذیرند.

بسیاری از والدین، به جای آماده کردن کودک برای مسیر، مسیر را برای کودک آماده می کنند. این قطعا ساختن شجاعت نیست.

اگر مهارت هایی را برای بازگشت بدست نیاوریم، ممکن است ریسک سقوط را نپذیریم و اگر به اندازه کافی شجاع باشیم، قطعا به سمت سقوط خواهیم رفت.

ما مهارت هایی که بیشترین انعطاف پذیری را برایمان به ارمغان می آورد را آموزش ندیده ایم؛ یعنی کم کردن سرعت، نفس عمیق و کنجکاوی در مورد اتفاقات.

از جا پریدن، مخصوصا در شرایط «قدرت مافوق» متداول و خطرناک است. در محیط هایی که به علت اختلافات قدرت، افرادی که دارای موقعیت یا وضعیت بالاتری هستند، کمتر احتمال دارد برای از خود بی خود شدن یا واکنش بیش از حد، پاسخگو باشند. این نوع بی ثباتی، باعث ایجاد بی اعتمادی و عدم تعهد می شود.

پایان خلاصه کتاب شهامت رهبری
نوشته برنی براون
ترجمه ناهید ملکی
نشر نوین

پی نوشت: ترجمه روان نبود. خیلی از مباحث کتاب را در محیط کار تجربه کرده بودم؛ تمرین های خوبی داره برای بهبود. امیدوارم بتوانم در محیط کار و زندگی از آن استفاده کنم. لذت بردم از مطالعه ی آن.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *