تقی فرهنگ نیا

الکامپ از نگاه من، ۲

شور و هیجانی عجیب در سالن های الکام استارز حکمفرما بود. دور تا دور سالن غرفه های کوچک و جوان های پرشور در حال توضیح کسب و کارشون به بازدیدکنندگان بودند. گروهی در حال یادگیری از مشتری، گروهی در حال جذب مشتری و تعدادی هم هنوز نمی دونستند از نمایشگاه چی میخوان؟ تعدادی هم خوشحال از مصاحبه و عکس و بازدید مسئولان دولتی از نمایشگاه بودند. اینها به معنای کامل، استارتاپ هستند.

اما غرفه های وسط سالن، یه خورده از تعریف استارتاپ دور شده بودند، یا شرکت بودند یا نزدیک به معنای شرکت. خب بهرحال فعلا در تب و تاب استارتاپی کشور، به نفع همه است که اسم استارتاپ را یدک بکشند. اشکالی هم ندارد، اگر حمایت های دولتی با این اسم راحت تر صورت می گیره، پس همه استارتاپ باشیم.

هر کسب و کاری که بتونید تصور کنید یک کلمه آنلاین به تهش اضافه کرده بودند و شده بود فلان کسب و کار آنلاین. خیلی از این ها هم در دام کپی و تکرار.

مثلا در حوزه ی حمل و نقل، حدود ۱۰ تا تیم ایده را خودم دیدم و حرف زدیم. همه ادعا می کردند که راننده و ماشین دارند. هیچکدام اما، بار نداشتند. (مشکل قانونی که وجود دارد این است که بارنامه یکی از اوراق بهادار است. هنوز قانون صدور بارنامه آنلاین نوشته نشده! یا اگر نوشته شده، دستور اجرا داده نشده است. هر کدوم از این استارتاپ ها که بتواند مجوز صدور بارنامه آنلاین را بگیرد، تکانه ی بزرگی به حمل و نقل سنتی وارد می کند.)

انتظار داشتم در مورد واقعیت افزوده، بازیکاری و کلا تولید محتوا بیشتر ببینم.(به نسبت تعدادشون کم بود) یا اینکه علم تازه ای هست یا اینکه شرکت های فعال در این حوزه در نمایشگاه حضور نداشتند. در این موارد حتی اگر قرار به کپی (Clone Market) باشد، بازم باید دست به قلم مطابق فرهنگ جامعه ی خودمون داشته باشیم. آدم خوشفکر در بحث تولید محتوا خیلی کم است (مساله ی درس انشاء در مدارس!!! نوشتن را بلد نیستیم و نویسندگی، پایه و اساس این کارها است). نقطه ضعفی که در اکثر تیم ها وجود دارد این است که همگی در رشته های فنی و مهندسی تحصیل کرده اند. کمتر شاهد حضور رشته های علوم انسانی و هنر در تیم ایده ها هستیم. حتی فارغ التحصیلان این رشته ها کمتر به فکر راه اندازی کسب و کار هستند. بنظرم حضور این افراد در تیم ایده ها رونقی به حوزه ی تولید محتوا خواهد داد. به یک نهضت آموزشی نیاز داریم، آموزشی که برای شروع اون احتیاج به حمایت دولت (مثل حمایت های حوزه ی نانو، تکفا و…) است و مدتی طول می کشد تا کسب و کارها در این حوزه روتین بشود.

در بخش سخت افزاری که با سرعت از آن عبور کردم، رکود مشهود بود بدلیل سرکشی دلار و سکه؛ معمولا غرفه ها مذاکره ای برای فروش نداشتند. در پاسخ به سوال قیمت و چند و چون خرید، جمله ای ثابت را می شنیدم: قیمت مشخص نیست. حتی پرسیدم دیروز چند بوده؟ گفت: دیروز، دیروز بود.

پایان بخش دوم

بعضی از کسب و کارهایی که در نمایشگاه حضور داشتند را در بخش بعدی معرفی خواهم کرد.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

۶ دیدگاه‌ برای “الکامپ از نگاه من، ۲”